نقل قول از کتاب‌هایی که دوست داشتم

قسمتی از متن کتاب اثر مرکب

آدمی باش که می‌تواند بگوید نه! این خوب نیست که بتوانی همیشه با جمعیت همرنگ شوی. فردی غیر معمول باش، فردی خارق‌العاده.

به روابط خودتان نگاهی بیاندازید و مطمئن شوید سه ساعت را با شخص سه دقیقه‌ای نمی‌گذرانید.

در زندگیتان آنچه را به دست خواهید آورد که بپذیرید و فکر کنید شایسته آن هستید!

نگاه کردن به خودتان به عنوان سخت‌ترین رقیبتان یکی از بهترین روش‌های چندین برابر کردن نتایج است.

اگر پیشرفتی را که دوست دارید داشته باشید، ندارید، اما توانایی آن را در خود حس می‌کنید، تنها به این دلیل است که اهدافتان را به روشنی تعریف نکرده‌اید

خرید کتاب اثر مرکب


 بخشی از کتاب بابا لنگ‌دراز

باباجون فکر کنید! معلم انگلیسی به من گفت که آخرین انشاء من عالی و بکر بوده است، باور کنید. این عین عبارت اوست «عالی و بکر».

با طرز تربیتی که من در این هجده سال داشته‌ام غریب به نظر می‌آید. این طور نیست؟

هدف مؤسسه ژان گریر (چنان‌چه می‌دانید و خودتان هم با آن موافق هستید) اینست که به صورت ۹۷ قلو در بیاورند همه مثل هم بدون اراده و ابتکار.

استعداد فوق‌العاده من در نقاشی از وقتی رشد کرد که شروع کردم عکس مادام لیپت را با گچ روی درها کشیدن. امیدوارم از این‌که به جایگاه طفولیت خود خرده می‌گیرم احساسات شما جریحه‌دار نشود. اگر دیدید جسارت کردم فوری چک ماهانه را توقیف کنید، البته گفتن این حرف منتهای بی‌ادبی است. ولی بالاخره انتظار خانمی و ادب از کسی که در پرورشگاه بزرگ شده است نباید داشت.

باباجون، آن‌قدر که تفریح‌های دانشکده برای من ناراحت کننده است، درس‌های آن مشکل نیست. بیشتر اوقات من نمی‌فهمم دخترها چه می‌گویند و برای چه می‌خندند، شوخی‌های آن‌ها مربوط به گذشته است که همه کس جز من در آن سهیم است. احساس می‌کنم که در دنیا بیگانه هستم و زبان مردم را نمی‌فهمم و این امر مرا بیچاره کرده است. در دبیرستان دخترها دسته دسته دور هم جمع می‌شدند و به من نگاه می‌کردند همه می‌دانستند که من با آن‌ها فرق دارم. گویی نام ژان گریر بر سر تا پای من نوشته شده، آن‌وقت بعضی از آن‌ها که می‌خواستند مهربان باشند می‌آمدند و مؤدبانه با من صحبت می‌کردند. آه که چقدر از همه متنفر و بیزار بودم. بیش از همه از آن‌ها که تظاهر به نیکوکاری و محبت می‌کردند.

خرید کتاب بابا لنگ دراز


بخشی از کتاب شدن

بالاخره دلواپسی‌های برادر همیشه خونسرد و آرام من، کریگ شروع شد. دقیقا به‌یاد ندارم کی و چرا این‌طور شد. کریگ، پسری که هر وقت به محوطه می‌رفت به همه دست تکان می‌داد و وقتی دقایقی در خانه بیکار بود به آرامی چرت می‌زد، علی‌رغم اطرافیانش، کم‌کم در خانه تبدیل به شخصی عصبی و زودرنج شد. او تصور می‌کرد به زودی در زندگی ما مصیبتی اتفاق خواهد افتاد. عصرها در خانه تمرین می‌کرد و خود را غرق در احتمالات کرده بود. احتمالاتی که در نظر ما خیالاتی عجیب‌وغریب بود. نگران این بود که بینایی‌اش را از دست بدهد. چشم‌بندی به چشم‌هایش بسته و سعی می‌کرد یا چشم بسته آشپزخانه و پذیرایی را تشخیص دهد. نگران این بود که ممکن است شنوایی‌اش را از دست بدهد، بنابراین شروع کرد به‌یادگیری زبان اشاره. هم‌چنین در نظر کریگ احتمال قطع عضو نیز وجود داشت، بنابراین او دست راستش را از پشت بسته و با دست چپ تمرین غذاخوردن و نوشتن تکالیف را شروع کرد.

خرید کتاب شدن


بخشی از کتاب صبح جادویی

«بسیاری از مردم به یک زندگی معمولی تن می‌دهند و در موضعی منفعل هر آن چه را زندگی به آنها می‌دهد می پذیرند.

افرادی که در یک جنبه از زندگی مانند کسب و کارشان کاملاَ موفق هستند، در جنبه‌های دیگری مانند سلامتی یا روابط اجتماعی به سطح معمولی قانع می‌شوند. همان طور که (ست گودین) به خوبی این موضوع را بیان کرده است: آیا دو واژه‌ی متوسط و معمولی با هم تفاوت دارند؟ نه، تفاوت چندانی ندارند.

اگر بخواهیم میزان موفقیت، رضایتمندی و دستیابی به اهداف را در هر یک از جنبه‌های زندگی بین یک تا ده درجه بندی کنیم، همه‌ی ما مایلیم به سطح ده برسیم، این طور نیست؟»

خرید کتاب صبح جادویی

بخشی از کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟

با آغاز قرن بیستم هنگامی که نسل بعد به مسئله عشق، میل جنسی و ازدواج توجه نشان داد، دو ژانر  بیش از دیگر  سبک‌های ادبی محبوبیت یافت: اول، داستان‌های عاشقانه «پاک» (بدون اشاره به روابط جنسی) که با تعهد به الزامات اصلاحی، سیاسی و ملی و با چنین انگیزه‌های نوشته می‌شدند؛ و دوم، داستان‌هایی اخلاقی با مؤلفه‌های جنسی که در مورد فساد شهری و مردان سودجو هشدار می‌دادند، مردانی که در بستر اجتماعی جدید که مبتنی بود بر روابط زنان و مردان غریبه از زنان جوان و خام (زنانی که اغلب از مهاجران روستایی بودند) سوءاستفاده می‌کردند. این نوع داستان‌ها در بسیاری از جراید نوظهور به‌شکل دنباله‌دار منتشر می‌شد و همان‌گونه که کامرون امین به‌درستی استدلال می‌کند، هر دو ژانر در سنت ادبیِ تعلیمی ایرانی‌اسلامی وجود داشته است. این‌گونه داستان‌ها در صدر داستان‌های عبرت‌آمیز، خواه سیاسی یا اخلاقی، بوده‌اند.

کتاب‌هاتون رو از فروشگاه کتاب بخرید.

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.