معرفی کتاب های میخائیل بولگاکف

میخائیل بولگاکف در ۱۵ مه ۱۸۹۱ در کی‌یف اوکراین متولد شد. او در سال ۱۹۱۶ ار رشته پزشکی داشنگاه کی‌یف فارغ التحصیل شد. و برای خدمت به یکی از روستا‌ها فرستاده شد. کتاب یادداشت‌های روزانه‌ی یک پزشک جوان از خاطرات همین دوران نوشته شده است. در زمان جنگ‌های داخلی روسیه، بولگاکف به عنوان پزشک در جبهه‌ها خدمت می‌کرد. میخائیل بولگاکف در طول عمر خود سه‌بار ازدواج کرد. بسیاری همسرآخر او، یلنا شیلوفسکی را منبع الهام شخصیت مارگاریتا در کتاب مرشد و مارگاریتا می‌دانند. از میان کتاب‌های مشهور او می‌توان به مرشد و مارگاریتا، قلب سگی، برف سیاه، تخم‌مرغ‌های شوم و دست‌نوشته‌ها نمی‌میرند اشاره کرد.

میخائیل بولگاکف در ۱۰ مارس ۱۹۴۰ به دلیل یک بیماری کبدی درگذشت.

«یادداشت‌های یک پزشک جوان» مجموعه داستان‌هایی از میخاییل بولگاکوف نویسنده بزرگ ضد کمونیسم روس است. حرفه اصلی بولگاکف پزشکی بود او در اواخر سپتامبر سال ۱۹۱۶ به اتفاق همسرش، تاتیانا لاپّا، راهی بیمارستان قصبهٔ دورافتادهٔ نیکولسکویه در ایالت اسمولنسک شد. خاطرات این دوره از زندگی و کار پزشکی او در مجموعهٔ داستان‌های کتاب حاضر بازتاب یافته است. داستان‌های این مجموعه در زمان زندگی بولگاکوف به‌صورت جداگانه در نشریات به چاپ می‌رسیدند و البته اکثر آن‌ها دارای عنوان فرعی «یادداشت‌های یک پزشک جوان» بودند. بولگاکوف در سال‌های بعد نیز در نامه‌هایش از قصد خود برای تنظیم اثری با همین عنوان سخن گفته بود، ولی این کار را انجام نداد. ناهماهنگی‌هایی هم که ممکن است در داستان‌ها به چشم بخورد از همین مسئله ناشی می‌شود. «یادداشت‌های یک پزشک جوان» براساس واقعیت نوشته شده و بولگاکوف تقریبا همه رویدادهای توصیف‌شده در داستان‌ها را شخصآ تجربه کرده و از سر گذرانده بود. پژوهشگران براساس اسناد و مدارک و به‌ویژه با استناد به خاطرات همسر اول نویسنده، بسیاری از شباهت‌های موجود میان داستان‌ها و زندگی واقعی بولگاکوف را مشخص کرده‌اند که در کتاب به صورت زیرنویس به آن‌ها اشاره شده است. از این شباهت‌ها به‌راحتی می‌توان نتیجه گرفت که بولگاکوف به‌هیچ‌وجه در شرح خدمات پزشکی خود در کتاب غلو نکرده و واقعا وقت و دانش و نیروی خود را از جان و دل در خدمت بیماران گذاشته بود.

کتاب یادداشت‌های یک پزشک جوان

در این مجموعه به داستان‌های کوتاه این نویسنده همچون بخشی از «نامه او به استالین»، «چشم‌انداز آینده»، «جام حیات»، «مومیایی مصری»، «احضار روح»، «گزارش‌های طلایی خبرنگار»، «سرپناه روی چهار چرخ» و «زبور» را می‌خوایند.

 بولگاکف به اصول ادبیات کلاسیک شوروی مقید بود و معتقد بود کشورش بدون بهره‌گیری از ادبیات کلاسیک به رشد و شکوفایی نخواهد رسید. او در عین این که به سنت‌ها پایبند بود، در ورود مدرنیته به ادبیات روسیه هم نقش مهمی داشت. بولگاکف در آثارش از سبک‌های روایی گوناگونی استفاده می‌کرد و توانایی بی‌نظیری در تبدیل کردن حقایق تلخ به طنز داشت. 

کتاب احضار روح

«قلب سگی» رمانی طنز و انتقادی و ضد کمونیستی، نوشته میخاییل بولگاکف، نویسنده بزرگ روس است.

میخاییل آفاناسییویچ بولگاکوف از مشهورترین و پرخواننده‌ترین نویسندگان سدهٔ بیستم روسیه است. آثار او نه‌فقط در ادبیات روسیه، بلکه در ادبیات جهان نیز جایگاه والایی دارند و به بسیاری از زبان‌های دنیا برگردانده شده‌اند و پژوهشگران روس و غیرروس آن‌ها را تحلیل و بررسی کرده‌اند. داستان‌ها و نمایش‌نامه‌های بولگاکوف در خیلی از کشورهای دنیا روی صحنهٔ تئاتر و بر پردهٔ سینما به نمایش درآمده‌اند؛ هرچند نویسنده در زمان حیات از چنین توجهی بی‌نصیب ماند و مهم‌ترین آثار او تنها چند دهه پس از مرگش امکان انتشار پیدا کردند.

«قلب سگی» ماجرای پروفسوری به اسم فیلیپ فیلیپوویچ براوژنسکی است که برای آزمایش خود یک سگ زخمی را از خیابان پیدا می‌کند و با همکاری دستیارش، با یک عمل جراحی سخت، سگ را تبدیل به انسان می‌کند و برای این کار غده هیپوفیز یک جسد را در جمجمه سگ می‌گذارد.

کتاب قلب سگی

مرشد و مارگاریتا، کتابی جذاب و خواندنی است. این کتاب ساخت بدیعی دارد و از سه بخش تشکیل شده است. بخش اول شرح وقایع سفر شیطان به مسکو است. در این بخش یک سردبیر و یک شاعر در پارکی باهم مشغول صحبت هستند که فردی به نام ولند به گفتگویشان می‌پیوندد. ولند در حقیقت همان ابلیس یا شیطان است. بخش دوم کتاب درباره‌ی به صلیب کشیده شدن عیسا است. این قسمت در حقیقت بخشی از کتاب مرشد است به داستان زندگی پونتیوس پیلاطس، قیصر روم در زمان مصلوب شدن عیسی مسیح اشاره دارد. بخش سوم کتاب، به جریان عشق مرشد و مارگاریتا می‌پردازد. مرشد همان کسی است که کتابی درباره‌ی عیسی نوشته است. مارگاریتا معشوقه‌ی مرشد است. عشق بین این دو نفر چنان شدت می‌گیرد که مارگاریتا همسرش را ترک می‌کند تا به مرشد بپیوندد. این خطوط داستانی در ابتدا چندان ربطی به هم ندارند اما با پیشروی در داستان، ربط و سیر آن‌ها مشخص می‌شود.

کتاب مرشد و مارگاریتا

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *